دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
85
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
را نيز كاملا فراموش كرد كه تيمور احترام خاصى نسبت به سنت مغولى ابراز مىداشت و بر ذمه خود مىدانست كه انتقام شكست تاريخى مغولان را در سال 658 / 1260 در عين جالوت فلسطين از مماليك مصر بستاند . سرانجام اين را نيز از نظر دور نمىداشت كه مرگ برقوق و ارتقاى فرج به تاج و تخت ، رقابتهايى را در بين فرماندهان نظامى مصر برانگيخته و اوضاع سلطنت مملوك را بىثبات و آشفته ساخته و در ضمن وضعيتى پيش آورده بود كه خود به خود دخالت تيمور را طلب مىكرد . يك چنين ملاحظاتى بود كه پيشروى چغتائيان را در پاييز سال 803 / 1400 به سوريه ايجاب كرد . سپاه تيمور از ملطيه شروع به پيشروى كرد و به عنتاب رسيد و از آنجا شهر حلب را متصرف شد . اركشهر را به حصار كشيد و مدت چهار هفته آن را به محاصره خود در آورد . چيزى نگذشت كه حماه ، حمص و بعلبك نيز سقوط كردند . تيمور در اوايل جمادى الاول / اواخر دسامبر وارد حومه دمشق شد . سلطان فرج كه چند روز از تيمور با نيروهاى خود وارد شده و در غوطه ( در اطراف شهر دمشق ) مستقر گشته بود ، نتوانست وارد نبرد شود و لذا عقبنشينى كرد ؛ چون شايعه بروز دسيسه و نيز كودتايى در قاهره ، در همه جا پيچيده بود . عقبنشينى سلطان ، ضربه شديدى به روحيه و توان مقاومت دمشقيان وارد ساخت . تسليم شهر در پى تسليم قلعه آن صورت گرفت . تيمور باج و خراجى كه از دمشق گرفت بسيار هنگفت بود و تمام منابع و خزاين آن را تاراج و تخليه كرد . با اين همه شهر به مدت سه روز تا اواسط ماه مارس 1401 م . به روى قشون چغتايى گشوده بود تا به غارت و چپاول خود ادامه دهند . با اينكه تيمور دستور داده بود كه مردم را قتل عام نكنند ، ولى بدسرى و تباهى آنان در دمشق از حد گذشت و مرتكب جنايتها و تالان بىحد و اندازهاى شدند . يورش به سوريه غنيمتهاى فراوانى براى تيمور داشت : از مال و جنسهاى گرانبها گرفته تا به اسارت درآوردن افراد كه همگى از مصادره و چپاول و غارت به دست آمده بود . از اين رو اقتصاد سرزمين سوريه - تجارت و بازرگانى - به تباهى كشيده شد و شهرهاى آن يك به يك از جمعيت خالى شد و رو به ويرانى نهاد . اين حالت تباهى و فروپاشى كه به مدت چندين سال ادامه يافت ، كاملا با نقشههاى تيمور همخوانى داشت . اين مسأله دستكم براى مدتى هم شده ، با وضعيت بىثبات و ناآرام داخلى مصر دست به دست هم داد و هرنوع فعاليت خطربرانگيز را از سوى مماليك مصر مرتفع ساخته و احياى عقيده آنان را مبنى بر اتحاد با عثمانيان از بين برد . تيمور با علم به موفقيتى كه بدين ترتيب به دست آورده بود و شايد هم تحت تأثير القائات و هشدارهاى يكى از ناظران غربى به نام برتراند و دى مينيانلّى ( Bertrando di Mignanelli ) مبنى بر امكان حمله سلطان عثمانى از پشت ، از پيشروى بيشتر به سوى مصر از سمت جنوب دست كشيد و توجه خود را به فعاليتهاى